دبلیومن در طول سالها بازیهای دیوانهواری انجام دادهام که بسیاری از آنها قابلیتهای گرافیکی را به همراه داشتند که محدودیتهای سختافزاری بازی را که میتوانست به دست آورد، جابجا کرد. نسل کنونی سختافزار کنسول و رایانه شخصی در ارائه عناوین عالی بسیار ماهر است و نشان میدهد که گرافیک بازیهای ویدیویی تا چه اندازه از بازیهای پیکسلی گذشته که به یاد داریم فاصله داشته است.
ما به تعداد کمی از عناوین توسعه یافته از سال 2020 نگاه کردیم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که بازسازی یک عنوان قدیمیتر راهی عالی برای نشان دادن اینکه چگونه گرافیک مدرن میتواند بازیهایی را که قرار است تولید کنند، بهبود بخشد. بدون بحث بیشتر، بیایید نگاهی به برترین انتخاب های خود بیندازیم که نشان می دهد گرافیک بازی های ویدیویی در طول سال ها چقدر پیشرفت کرده است.
1. Metal Gear Solid 3: Snake Eater
تصمیم کونامی برای ارائه یک ماجراجویی اصلی Naked Snake، تصمیمی بود که پس از دیدن نتیجه نهایی، از صمیم قلب از آن حمایت می کنیم. بازی اصلی جذابیت خود را داشت، اما پس از چندین بار تکرار در طول سالها، گرافیک آن قدیمی به نظر میرسد.
با این حال، بازسازی کار فوق العاده ای انجام داد و به طور کامل تجربه را از نظر گرافیکی بازسازی کرد. Naked Snake و شخصیتهای تاثیرگذار دوستانش با مدلهای شخصیتی بهبودیافته بهتر از همیشه به نظر میرسند و دنیایی که ماجراجوییهای او در آن اتفاق میافتد آنقدر غوطهور بود که ما را هر ثانیه به صفحه میچسباند.
این یک ویترین عالی برای نکاتی بود که در تلاش بودیم بیان کنیم و راهی دوست داشتنی برای لذت بردن از منبعی از خاطرات شیرین بسیاری در طول سالها بود.
2. Resident Evil 2

این بازسازی نسل آخر قبلاً بازآفرینی کاملی از ماجراجویی اصلی بود، و پیشرفتهای آن باعث شد تا این عنوان به عصر جدیدی از ارتباط میان گیمرهایی که در آن زمان فرصت بازی آن را نداشتند، سوق دهد. اما این بهروزرسانی نسل کنونی است که واقعاً تلاشهای لئون و کلر را برای فرار از شهر راکون زنده میکند، با وضوح بیشتر و گرافیکهای ردیابی پرتویی که باعث میشود همه قسمتهای بازی احساس تازگی و در عین حال آشنا داشته باشند.
این نوستالژی به خوبی توسط شگفتی های گرافیکی که این اثر برای ما به ارمغان آورد پشتیبانی می شود و در نتیجه کل تجربه را بسیار قدرتمندتر می کند. مطمئناً از بالا بردن هراسی ندارد و همچنان چراغی از گرافیک مدرن در بازی است.
3. سایلنت هیل 2

تیم Bloober قطعا با این یکی طلا گرفت. این همه چیزی است که یک بازسازی از تجربه اصلی باید باشد، و بازنگری گرافیکی آن را حتی بهتر از تجربه اصلی می کند.
همانطور که جیمز در مراحل بازی که به دقت ساخته شده بود پیش می رفت، به نظر می رسید که هوای اطراف او از بدخواهی می درخشد. هر سطح یک استدلال خوب به نفع گرافیک تکامل یافته است و لایه جدیدی از واقع گرایی را به عنوانی می بخشد که احتمالاً بارها در بین طرفداران وفادار آن بازی شده است.
تپه خاموش 2 از نظر گرافیکی، این یک بازی عالی دیگر است که به همان اندازه خوب و حتی با اصلاح گرافیکی بهتر است.
4. Shadow of the Colossus

بگذارید ما هم در سطح شما باشیم. ما با کمی دلهره به این بازسازی PS4 2018 نزدیک شدیم. فراموش کردن ساعتهای ناامیدی ناشی از بازیای که تا حد امکان غیرشفاف طراحی شده است، آسان نیست. غول بزرگی که در آن زمان در تلاش بودیم، با توجه به اینکه هنوز جوان بودیم، احساس ناامیدی و ناامیدی در ما ایجاد کرد.
اما تلاشهای Bluepoint برای تقویت تجربه با بهروزرسانیهای گرافیکی چیزی شگفتانگیز نیست. ما به سرعت خود را در میانه اکشن یافتیم، حافظه عضلانی قصد ما را در برابر غول هایی که با آن ها روبرو بودیم، تحریک می کند. تصادفی نیست که این آلبوم حدود 70 درصد بیشتر از انتشار اولش فروخته است. Bluepoint احتمالاً بسیاری از درسهای آموخته شده از این کار را گرفته و کارهای زیر را انجام داده است: روح های شیطان باشد که مثل قبل عالی باشد.
5. فضای مرده
EA از عملکرد این بازسازی در سال 2023 چندان راضی نبود، اما این واقعیت را از بین نمیبرد که بازسازی بازی از ابتدا در حالی که از عملکرد برتر موتور Frostbite بهره میبرد، انتخاب عاقلانهای بود. نورپردازی دینامیک و بارگذاری سریع رعد و برق، حس جدیدی از غوطه ور شدن و غوطه ور شدن را به نبرد ایزاک با نکرومورف و بیماری روانی خود اضافه می کند.
سطوح بهطور یکپارچه در یکدیگر بارگذاری میشوند و هر یک با سطح فوقالعادهای از جزئیات و صیقلی که بازی اصلی به دلیل محدودیتهای سیستمی که روی آن اجرا میشد قادر به دستیابی به آن نبود، به بیرون میپرد. اما این همه در گذشته است و Dead Space اکنون چراغ راه یک بازسازی متمرکز بر نسل فعلی است که از فناوری برای ایجاد تجربه ای کاملا جدید استفاده می کند.
6. فاینال فانتزی 7

هم بازسازی و هم Intergrade وفادارانه تجربه اصلی را بازسازی کردند و باعث شدند Midgar احساس یک دنیای کاملاً جدید کند. ماجراجوییهای Cloud Strife به لطف داستان سادهتر و سیستم جنگی بهبودیافتهتر که از نرخ فریمهای فوقالعاده نرم کنسولهای نسل کنونی سود میبرد، در عین حال که تمام زنگها و سوتهای سختافزار مدرن را نیز دارد، بهتر است.
برای بازیای که هدف آن بازپسگیری جادوی نسخه اصلی است، این بازی بیش از یک رنگآمیزی مجدد بسیار خوب عمل میکند، شاهکاری که با پیشرفتهایی که توسط سختافزار بازی مدرن امکانپذیر شده است.
7. Mafia: Definitive Edition

از مافیا این مجموعه قبلاً به دلیل کیفیت سینمایی و ارائه اش مشهور بود، اما اولین قسمت از این مجموعه با آنچه که PS2 در آن زمان می توانست انجام دهد محدود بود. اما دو نسل بعد از کنسول، تامی آنجلو، که در میان صفوف خانواده جنایی سالیری به یک نام آشنا تبدیل شده است، یک ماجراجویی است که آنقدر خوب به نظر می رسد و بازی می کند که به سختی می توان به یاد آورد که بازی اصلی چه حسی داشت.
تلاشهای Hangar 13 برای بازسازی چیزها از ابتدا نتیجه داد و اولین مورد مافیا این عنوان با گرافیک بهبود یافته که با ارتقای فناوری تسهیل شده بود، جان تازهای به آن بخشید و آن را به یک مقدمه عالی برای فرنچایز تبدیل کرد.
8. شوک سیستم 1

با توجه به اینکه زمان زیادی از انتشار آن می گذرد، نمی توانم از خود فکر نکنم که آیا افراد استودیو نایت دایو چیزی را دیدند که ما نفهمیدیم که باعث ایجاد ایده بازسازی کلاسیک 1994 شود که ممکن است از توجه گیمرهای مدرن دور مانده باشد.
با این حال، تلاشهای شخصیتها برای خنثی کردن پیشرفت برنامه هوش مصنوعی مخرب SHODAN، با بازسازی، که بهطور عجیبی به دوران مدرن مرتبط است، بهتر میشود. در نتیجه، شوک سیستم بازی ای که جلوتر از زمان خود بود و اکنون با مدرن سازی و گرافیک اصلاح شده حتی بهتر شده است. هفت سالی که برای توسعه این طول کشید قطعا ارزشش را داشت.
9. Ryu ga Gotoku Kiwami 2

این یکی مطمئناً “کیوا” را در عنوان خود به دست آورده است. نسخه نهایی و فعلی بازی که در ژاپنی به معنای “نهایی” است، نمونه ای عالی از چگونگی تکامل گرافیک بازی های ویدئویی است.
دلیلی وجود دارد که این اثر جوایزی را به دست آورد، با بهبودهای گرافیکی فراوان، بازگشتی به تجربه اصلی را به ارمغان میآورد، و از طریق آنها در عین حال تجربه را بهبود میبخشد و ماجراهای کازوما کیریو را حتی فراگیرتر میکند، همراه با یک فصل اضافی بسیار خوشآمد با تمرکز بر گورو ماشیما.
10. Crash Bandicoot N. Sane Trilogy

رنگارنگ، جذاب و با اعتماد به نفس. اینها احساساتی است که ما در زمان توسعه بازی اصلی داشتیم. اما سه گانه N. Sane با بازنگری کامل تصاویر تقریباً وفاداری هر سه بازی، آن را به یک درجه ارتقا می دهد. این باعث شد که بازی در میان بازسازی های متعدد برجسته شود.
بافتهای با وضوح بالا، نورپردازی پویا، فاصلههای ترسیمی بهبود یافته و انیمیشنهای بازسازیشده کار بسیار خوبی برای دمیدن جان تازهای به سهگانه OG انجام دادهاند. و ظاهر کوکو بانی دیکات به عنوان یک شخصیت قابل بازی فقط یک امتیاز بود. حتی میتوانیم بگوییم که این بهبود «N.Sane» به اندازهای است که بتوانیم بنشینیم و به تلاشهای پرزحمت آن توجه داشته باشیم.
و این مجموعهای از بازیهایی است که جهشهای گرافیکی انجام دادهاند و نشان میدهند که دنیای بازی تا کجا پیش رفته است، و چگونه تجربیاتی که بازیها برای ما به ارمغان میآورند هر سال به لطف دنیای واقعیتری که ما را به آن میبرند، ارتقا مییابد.
نویسنده: Varun Karunakar