نظریه بازی بیت کوین و ارزهای دیجیتال


رفتار و استراتژی های شرکت کنندگان در بازار را با استفاده از مفاهیمی مانند نظریه بازی بیت کوین و ارزهای دیجیتال، معضل زندانیان تجزیه و تحلیل می کند.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد ارزهای دیجیتال آن‌ها را به موضوعی جالب برای تحلیل نظریه بازی تبدیل می‌کند، زیرا می‌توانند به توضیح انگیزه‌ها و رفتارهای مرتبط با تجارت و سرمایه‌گذاری کمک کنند. این مقاله به مفهوم معضل زندانی، استخراج ارزهای دیجیتال و فورک های بلاک چین مربوط به بیت کوین و نظریه بازی ارزهای دیجیتال می پردازد.

مقدمه ای بر نظریه بازی ها و ارزهای دیجیتال

نظریه بازی یک چارچوب ریاضی است که به توضیح تصمیم گیری در موقعیت های استراتژیک کمک می کند. ارزهای رمزپایه مانند بیت کوین (BTC) به دلیل ماهیت غیرمتمرکز و پتانسیل آنها برای ایجاد اختلال در سیستم های مالی سنتی، به موضوعی محبوب برای نظریه پردازان بازی تبدیل شده اند.

معضل زندانی و استخراج ارز دیجیتال

در سناریوی تئوری بازی های کلاسیک که به معمای زندانی معروف است، دو طرف باید بدون اینکه بدانند طرف مقابل چه خواهد کرد، انتخاب کنند. در زمینه استخراج ارزهای دیجیتال، معضل زندانی ممکن است به توضیح اینکه چرا ماینرها ممکن است به نفع خود عمل کنند، حتی اگر به نفع کل شبکه نباشد، کمک کند.

اولین ماینری که با موفقیت یک معادله ریاضی چالش برانگیز را حل می کند، واحدهای بیت کوین جدید دریافت می کند. هم توان محاسباتی و هم مصرف انرژی از الزامات ضروری برای عملیات استخراج هستند. تراژدی عوام، که زمانی رخ می دهد که افراد منافع خود را بر نیازهای کل اولویت می دهند، یکی از بزرگترین موانع استخراج ارزهای دیجیتال است. با استخراج ارزهای دیجیتال، ماینرها می‌توانند منافع مالی فردی خود را بر امنیت و ثبات کلی شبکه ترجیح دهند.

یک مبنای مفید برای درک این رفتار توسط دوراهی زندانی فراهم شده است. در این سناریو، دو نفر به دلیل یک جنایت دستگیر می شوند و به آنها اجازه داده می شود که با یکدیگر همکاری کنند یا با یکدیگر دشمنی کنند. در صورت همکاری هر دو مجازات آنها کاهش می یابد. هنگامی که یکی به دیگری خیانت می کند، مجازات خائن کمتر و دیگری مجازات طولانی تر می شود. هر دو در صورت خیانت به یکدیگر مجازات معقولی دریافت می کنند.

مطالب مرتبط: چگونه بلاک چین مشکل ژنرال های بیزانسی را حل می کند

ماینرها هنگام استخراج ارزهای دیجیتال با فرآیند تصمیم گیری مشابهی روبرو هستند. اگر همه ماینرها با ماینینگ و مشارکت صادقانه همکاری کنند، شبکه امن و مطمئن است. با این حال، اگر یک ماینر تصمیم بگیرد که به نفع خود عمل کند، ممکن است از استخراج مخرب یا عدم مشارکت در شبکه سود بیشتری ببرد.

برای درک اینکه چگونه می‌توان معمای زندانی را در زمینه استخراج ارز دیجیتال اعمال کرد، بیایید به نمودار زیر نگاه کنیم که مثال دو ماینر در یک استخر ارزهای دیجیتال را نشان می‌دهد.

در نمودار بالا، ماینر A و ماینر B دو ماینر در یک استخر استخراج ارز دیجیتال هستند. آنها گزینه همکاری (ادامه استخراج با هم) یا فرار (ترک استخر و استخراج مستقل) را دارند. پاداش ها و پرداخت ها بر اساس سناریوی معمای زندانی کلاسیک است:

  • اگر هر دو ماینر همکاری کنند، هر دو پاداش دریافت می کنند (به عنوان مثال، سهمی از سود استخراج).
  • اگر ماینر A هنگام همکاری با ماینر B مقصر باشد، ماینر A یک پرداخت وسوسه انگیز (به عنوان مثال سهم بیشتری از سود استخراج) دریافت می کند، در حالی که ماینر B یک بازده مکش دریافت می کند (به عنوان مثال، سهم کمتری از سود استخراج).
  • اگر ماینر A همکاری کند در حالی که ماینر B مقصر است، ماینر A یک پاداش مکنده دریافت می کند، در حالی که ماینر B یک پاداش وسوسه دریافت می کند.
  • اگر هر دو ماینر فرار کنند، هر دو جریمه دریافت می‌کنند (مثلاً سود کلی استخراج کمتر).

این نمودار نشان می دهد که چگونه می توان معضل زندانی را در زمینه استخراج ارز دیجیتال اعمال کرد. این نشان‌دهنده پاداش‌ها و بازده‌های بالقوه هر ترکیبی از همکاری و جدایی است و می‌تواند به استخراج‌کنندگان کمک کند تا تصمیم بگیرند که آیا در استخر یا معدن بمانند.

برای رویارویی با این چالش، شبکه‌های ارزهای دیجیتال می‌توانند انگیزه‌ها و مکانیسم‌های مختلفی را برای تشویق استخراج‌کنندگان به انجام بهترین عملکرد شبکه به‌عنوان یک کل اجرا کنند. به عنوان مثال، شبکه‌ها می‌توانند به استخراج‌کنندگانی که در شبکه مشارکت می‌کنند، با کارمزد کمتر یا پاداش استخراج بالاتر پاداش دهند. علاوه بر این، شبکه ها می توانند مجازات ها یا مکانیسم های دفاعی را برای جلوگیری از رفتار مخرب اعمال کنند.

تئوری بازی فورک های بلاک چین

فورک های بلاک چین سناریوی دیگری است که در آن نظریه بازی می تواند به توضیح فرآیند تصمیم گیری شرکت کنندگان کمک کند. فورک زمانی اتفاق می افتد که یک شبکه بلاک چین به دو مسیر مجزا تقسیم می شود که اغلب به دلیل اختلاف نظر بین شرکت کنندگان در مورد جهت شبکه است.

چنگال را می توان از نظر تئوری بازی به عنوان یک بازی هماهنگی در نظر گرفت. دو یا چند بازیکن باید برای رسیدن به یک هدف مشترک در یک بازی هماهنگی با هم کار کنند. شرکت کنندگان در فورک بلاک چین باید با هم کار کنند تا تصمیم بگیرند کدام فورک را تبلیغ کنند و کدام را رد کنند.

شبکه بیت کوین در سال 2017 به دو فورک جداگانه تقسیم شد: بیت کوین و بیت کوین کش. این یکی از شناخته شده ترین نمونه های فورک بلاک چین است. اختلاف نظر در جامعه بیت کوین در مورد چگونگی گسترش شبکه برای مدیریت حجم تراکنش های افزایش یافته منجر به ایجاد این فورک شد.

در این شرایط، اعضای جامعه بیت‌کوین باید بین پیوستن به شبکه قدیمی بیت‌کوین یا تغییر به شبکه جدید بیت‌کوین کش یکی را انتخاب می‌کردند. انتخاب آسان نبود زیرا هر چنگال مزایا و معایب خاص خود را دارد. به عنوان مثال، بیت کوین کش زمان تراکنش های سریع تر و کارمزد کمتری را ارائه می دهد، در حالی که بیت کوین شبکه گسترده تر و نرخ پذیرش بالاتری داشت.

شرکت کنندگان در این سناریو باید ترجیحات و دیدگاه های شخصی خود را در مورد ارزش بالقوه آینده هر شبکه در چارچوب نظریه بازی در نظر می گرفتند. اگر شرکت‌کنندگان احساس کنند شانس بیشتری برای رشد بلندمدت وجود دارد، انگیزه بیشتری برای تبلیغ بیت‌کوین کش خواهند داشت، حتی اگر این به معنای ترک شبکه اصلی بیت‌کوین باشد.

مطالب مرتبط: نحوه خرید بیت کوین کش: راهنمای مبتدیان برای خرید BCH

برای درک اینکه چگونه تئوری بازی را می توان در زمینه فورک های بلاک چین اعمال کرد، بیایید به نمودار زیر نگاه کنیم که نشان می دهد دو ماینر با انتخاب یک فورک جدید بلاک چین یا ادامه فورک قدیمی روبرو هستند.

نمودار بالا روند تصمیم‌گیری استراتژیک دو ماینر، ماینر A و ماینر B را بر روی یک بلاک چین نشان می‌دهد، در صورت مواجهه با انتخاب یک فورک جدید یا ادامه در فورک قدیمی. جوایز و مجازات ها بر اساس مفروضات زیر است:

  • اگر هر دو ماینر فورک جدید را بپذیرند، هر دو پاداش دریافت می کنند (به عنوان مثال افزایش بهره وری استخراج).
  • اگر ماینر A فورک جدید را بپذیرد و ماینر B به چنگال قدیمی ادامه دهد، ماینر A جریمه ای دریافت می کند (به عنوان مثال کاهش راندمان استخراج)، در حالی که ماینر B پاداش دریافت می کند.
  • اگر ماینر A به چنگال قدیمی ادامه دهد و ماینر B چنگال جدید را بپذیرد، ماینر A پاداش دریافت می کند در حالی که ماینر B یک جریمه دریافت می کند.
  • اگر هر دو ماینر روی فورک قدیمی ادامه دهند، هر دو بازدهی وسوسه انگیزی دریافت می کنند (مثلاً حفظ کنترل بر روی بلاک چین).

این نمودار نشان می دهد که چگونه می توان نظریه بازی را در زمینه فورک های بلاک چین اعمال کرد. جوایز و جریمه‌های احتمالی را برای هر ترکیبی از پذیرش یا عدم پذیرش فورک جدید نشان می‌دهد و می‌تواند به ماینرها کمک کند تا تصمیم بگیرند که به یک فورک جدید حرکت کنند یا به فورک فعلی ادامه دهند.

برای رویارویی با این چالش، شبکه‌های ارزهای دیجیتال می‌توانند مکانیسم‌های مختلفی را پیاده‌سازی کنند تا اطمینان حاصل شود که فورک‌ها تا حد امکان روان هستند. برای مثال، شبکه‌ها می‌توانند حفاظت از پخش مجدد را اجرا کنند که از پخش مجدد تراکنش‌های یک شبکه در شبکه دیگر جلوگیری می‌کند.


نویسنده: Guneet Kaur

اشتراک گذاری و حمایت

تصویر امیر کرمی

امیر کرمی

کارشناس تولید محتوا و علاقه مند به ارز دیجیتال و دنیای فناوری 😉

دیدگاهتان را بنویسید