9 معیار ضروری برای تجزیه و تحلیل سلامت یک بانک


9 معیار کلیدی را برای تجزیه و تحلیل سلامت بانک کاوش کنید: سهام، ROA، ROE، NPLs، CAR و موارد دیگر.

چک سلامت بانک یک ارزیابی جامع از وضعیت مالی، عملکرد و شیوه های مدیریت ریسک بانک است. این توسط رگولاتورهای بانکی یا حسابرسان مستقل برای ارزیابی توانایی بانک در تحمل شرایط نامطلوب اقتصادی و ریسک‌های بالقوه، از جمله ریسک اعتباری، ریسک بازار، ریسک نقدینگی و ریسک تامین مالی انجام می‌شود.

صورت های مالی و روش های مدیریت ریسک بانک، از جمله ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان نقدی، اغلب به عنوان بخشی از یک بررسی سلامت به طور کامل بررسی می شود.

در اینجا 9 معیار کلیدی برای تجزیه و تحلیل سلامت یک بانک آورده شده است.

چرا چکاپ سلامت مهم است؟

انجام یک بررسی سلامت بانک مهم است زیرا به تنظیم کنندگان و ذینفعان اجازه می دهد تا ثبات مالی و اثربخشی عملیاتی بانک را ارزیابی کنند. این امر باعث می شود تا اقدامات سریعی برای کاهش این خطرات انجام شود و به شناسایی تهدیدها و آسیب پذیری های بالقوه ای که می توانند عملکرد بانک را مختل کنند کمک می کند. همچنین از ثبات بخش مالی حمایت می کند و اعتماد عمومی به سیستم بانکی را حفظ می کند.

در طول بحران مالی جهانی 2007-2008 (GFC)، چندین شیوه بد به فروپاشی سیستم مالی جهانی کمک کرد. به عنوان مثال، بانک ها و مؤسسات مالی به وام گیرندگان پرریسک با سابقه اعتباری بد وام می دادند که منجر به تعداد قابل توجهی از نکول اعتباری شد. این وام های رهنی در قالب ابزارهای مالی پیچیده بسته بندی شده و به عنوان اوراق بهادار پربازده به سرمایه گذاران فروخته شد که در نهایت منجر به فروپاشی بازار مسکن شد.

دومین ورشکستگی بزرگ بانک در تاریخ ایالات متحده در 10 مارس 2023 اتفاق افتاد، زمانی که بانک سیلیکون ولی (SVB) پس از ورشکستگی سقوط کرد و از بزرگترین ورشکستگی بانک از زمان بحران مالی سال 2008 پیشی گرفت. در زمانی که نرخ بهره نزدیک به صفر بود، SVB با فرض اینکه سرمایه گذاری مطمئنی بود، سرمایه گذاری های زیادی در اوراق قرضه دولتی ایالات متحده انجام داد. با این حال، زمانی که فدرال رزرو شروع به افزایش شدید نرخ بهره برای مهار تورم کرد، این استراتژی نتیجه معکوس داد. با افزایش نرخ بهره، قیمت اوراق قرضه کاهش یافت و باعث شد ارزش سبد اوراق قرضه SVB کاهش یابد و در نهایت سقوط کند.

مطالب مرتبط: سقوط بانک سیلیکون ولی: عملکرد سهام SVB در 5 سال چگونه بوده است

فقدان نظارت نظارتی مناسب به مؤسسات مالی اجازه می دهد تا بدون کنترل و تعادل مناسب، در اقدامات مخاطره آمیز شرکت کنند. بنابراین، شیوه های صحیح مدیریت ریسک کلید سلامت مالی مثبت بانک و در نهایت اثربخشی سیستم مالی جهانی است.

معیارهای کلیدی برای ارزیابی سلامت یک بانک

معیارهایی که بینشی منحصر به فرد از وضعیت مالی و عملکرد بانک ارائه می دهند در زیر مورد بحث قرار می گیرند.

ارزش اقتصادی حقوق صاحبان سهام (EVE)

ارزش اقتصادی حقوق صاحبان سهام معیاری از ارزش بلندمدت حقوق صاحبان سهام یک مؤسسه مالی با در نظر گرفتن ارزش فعلی دارایی ها و بدهی های آن است. مقدار حقوق صاحبان سهام باقی مانده پس از انحلال کلیه دارایی ها و بدهی ها و تسویه کلیه بدهی ها را نشان می دهد. EVE یک معیار رایج برای محاسبه ریسک نرخ بهره در دفتر بانکی (IRRBB) است و بانک ها باید IRRBB را با استفاده از این معیار اندازه گیری کنند.

ارزیابی منظم EVE توسط فدرال رزرو ایالات متحده مورد نیاز است. علاوه بر این، آزمون استرس مثبت یا منفی 2 درصد بر روی تمام نرخ‌های بهره توسط کمیته نظارت بانکی بازل توصیه می‌شود. تست استرس 2% معیاری است که به طور گسترده برای تعیین ریسک نرخ بهره استفاده می شود.

فرمول محاسبه EVE به شرح زیر است:

به عنوان مثال، فرض کنید یک بانک دارای ارزش بازار 10 میلیون دلار است، ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار آینده از دارایی ها 15 میلیون دلار و ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار آتی از بدهی ها 12 میلیون دلار است. با استفاده از فرمول EVE، ارزش اقتصادی حقوق صاحبان سهام را می توان به صورت زیر محاسبه کرد:

یک EVE منفی نشان می دهد که بانک برای انجام تعهدات خود به پول بیشتری نیاز دارد زیرا بدهی های آن بیشتر از دارایی هایش است. در نتیجه، ثبات مالی بلندمدت بانک و توانایی آن در انجام تعهداتش ممکن است به طور جدی به خطر بیفتد. بنابراین، اتخاذ اقدامات اصلاحی برای افزایش ارزش حقوق صاحبان سهام اقتصادی و کاهش ریسک نرخ بهره برای بانک مهم است.

حاشیه سود خالص (NIM)

این نشان دهنده تفاوت بین درآمد و هزینه های بهره برای یک بانک است. نشان دهنده توانایی بانک در پولی سازی دارایی های خود (وام، رهن و غیره) در رابطه با هزینه های تامین مالی آن (سپرده، استقراض و غیره) است.

بیایید بانکی را با داده های مالی زیر برای یک سال معین مثال بزنیم:

  • سود حاصل از وام و اوراق بهادار: 10 میلیون دلار
  • هزینه بهره پرداختی به سپرده گذاران و طلبکاران: 5 میلیون دلار
  • کل دارایی: 500 میلیون دلار
  • کل بدهی: 400 میلیون دلار

با استفاده از این اطلاعات می توان NIM بانک را به صورت زیر محاسبه کرد:

این نشان می‌دهد که بانک به ازای هر دلار دارایی‌ای که در اختیار دارد، یک سنت سود خالص به دست می‌آورد. NIM بالاتر نشان می دهد که بانک سود بیشتری دارد، زیرا درآمد بیشتری از دارایی های خود نسبت به سود خرج می کند. در مقابل، NIM پایین تر نشان می دهد که بانک سود کمتری دارد زیرا از دارایی های خود پول کمتری نسبت به سود خرج می کند.

نرخ بهره وری

این نسبت هزینه های بدون بهره بانک به درآمد آن است. نسبت کمتر نشان دهنده بهره وری و سودآوری بالاتر است.

بیایید بانکی را با داده های مالی زیر برای یک سال معین مثال بزنیم:

  • درآمد خالص بهره: 20 میلیون دلار
  • درآمد بدون بهره: 5 میلیون دلار
  • هزینه های عملیاتی: 12 میلیون دلار

با استفاده از این اطلاعات می توان نسبت کارایی بانک را به صورت زیر محاسبه کرد:

این بدان معناست که به ازای هر 1 دلار درآمدی که بانک ایجاد می کند، 0.50 دلار برای هزینه های عملیاتی هزینه می کند. نرخ بهره وری بالا می تواند یک علامت هشدار برای یک بانک باشد که نشان می دهد ممکن است در کسب درآمد و رقابتی ماندن با مشکل مواجه شود.

نسبت کارایی بالای 60 درصد عموماً پرهزینه در نظر گرفته می‌شود که می‌تواند منجر به کاهش سودآوری شود و ممکن است نشانه‌ای از این باشد که بانک باید اقداماتی را برای بهبود کارایی عملیاتی مانند ساده‌سازی عملیات خود انجام دهد. کاهش هزینه های مربوط به سربار یا افزایش ظرفیت تولید درآمد.

بازده دارایی (ROA)

این میزان موفقیت یک بانک از دارایی های خود را نشان می دهد. عملکرد بهتر با ROA بالاتر نشان داده می شود.

فرض کنید بانک A دارای درآمد خالص 5 میلیون دلار و کل دارایی ها 100 میلیون دلار است. اکنون، ROA آن خواهد بود:

ROA بالا – به عنوان مثال، بیش از 1٪ – نشان می دهد که بانک بازده خوبی از دارایی های خود دارد و در ایجاد سود کارآمد است و بالعکس.

بازده حقوق صاحبان سهام (RO)

این میزان سودآوری بانک را در رابطه با حقوق صاحبان سهام اندازه گیری می کند. ROE بالاتر نشان دهنده عملکرد بهتر است.

فرض کنید بانک B دارای درآمد خالص 4 میلیون دلار و حقوق صاحبان سهام 20 میلیون دلار است. اکنون، ROE آن خواهد بود:

NPLs (NPLs)

نسبت وام های غیرجاری بانک به کل وام های آن است. نسبت NPL بالا نشان دهنده ریسک اعتباری بالاتر و ضرر احتمالی وام است. فرض کنید یک بانک دارای یک سبد وام یک میلیارد دلاری است. از آنجایی که وام گیرندگان بیش از 90 روز پرداخت نکرده اند، 100 میلیون دلار (یا 10 درصد) از این مبلغ به عنوان وام های غیرجاری طبقه بندی می شود.

اگر بانک مجبور باشد 50 درصد برای این وام های غیرجاری ذخیره کند، باید 50 میلیون دلار برای ذخیره آن کنار بگذارد. این بدان معناست که سبد خالص وام بانک 950 میلیون دلار خواهد بود.

حال فرض می کنیم که بانک باید این وام های معوق را حذف کند زیرا نمی توانند 20 میلیون دلار را پس بگیرند. در نتیجه سبد وام بانک به 930 میلیون دلار کاهش می یابد که بر سودآوری و نسبت کفایت سرمایه بانک تأثیر می گذارد.

این مثال نشان می‌دهد که چگونه وام‌های غیرجاری می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر وضعیت مالی بانک داشته باشند و چرا برای بانک‌ها مهم است که سبد وام‌های خود را به طور مؤثر مدیریت کنند تا ریسک چنین وام‌هایی را به حداقل برسانند.

نسبت هزینه به درآمد

این نسبت هزینه های عملیاتی یک بانک به درآمد عملیاتی آن است. نسبت کمتر نشان دهنده بهره وری و سودآوری بالاتر است.

به عنوان مثال، فرض کنید یک بانک کل هزینه عملیاتی 500 میلیون دلار و کل درآمد عملیاتی آن 1 میلیارد دلار است. نسبت هزینه به درآمد برای این بانک عبارت است از:

این بدان معنی است که به ازای هر دلار درآمد عملیاتی که بانک ایجاد می کند، 0.50 دلار برای هزینه های عملیاتی هزینه می کند. به طور کلی، نسبت هزینه به درآمد کمتر ترجیح داده می شود زیرا نشان می دهد که بانک سودآورتر و کارآمدتر است زیرا می تواند با هزینه کمتر درآمد بیشتری ایجاد کند.

نسبت پوشش ذخایر زیان وام

این نسبت ذخایر وام یک بانک به NPLهای آن است. این نشان دهنده توانایی بانک برای پوشش زیان های اعتباری احتمالی با ذخایر است.

به عنوان مثال، فرض کنید بانکی 100 میلیون دلار ذخایر زیان وام و 50 میلیون دلار وام غیرجاری دارد. نسبت پوشش زیان وام برای این بانک به صورت زیر خواهد بود:

نسبت کفایت سرمایه (CAR)

نسبت کفایت سرمایه توانایی بانک در پرداخت تعهدات و مدیریت ریسک های اعتباری و عملیاتی را ارزیابی می کند. یک CAR خوب نشان می دهد که یک بانک سرمایه کافی برای پوشش زیان و جلوگیری از ورشکستگی با محافظت از وجوه سپرده گذاران دارد.

فرمول محاسبه نسبت کفایت سرمایه به شرح زیر است:

بانک تسویه بین المللی سرمایه را به ردیف 1 و ردیف 2 تقسیم می کند. ردیف 1 معیار اولیه سلامت مالی، از جمله حقوق صاحبان سهام و سود انباشته است. ردیف 2 سرمایه اضافی شامل ذخایر تجدید ارزیابی شده و افشا نشده و اوراق بهادار ترکیبی است.

دارایی‌های موزون ریسک، دارایی‌های موزون ریسک یک بانک هستند و به هر طبقه دارایی بر اساس احتمال کاهش ارزش، یک سطح ریسک اختصاص داده می‌شود. وزن ریسک مجموع دارایی های بانک را تعیین می کند و برای هر طبقه دارایی، مانند وجه نقد، اوراق بدهی و اوراق قرضه متفاوت است.

به عنوان مثال، اگر یک بانک 1 میلیارد دلار در ردیف 1، 500 میلیون دلار در ردیف 2 و 10 میلیارد دلار دارایی های موزون ریسک داشته باشد، CAR به صورت زیر خواهد بود:

در این حالت، CAR بانک 15 درصد است که نشان می دهد سرمایه کافی برای پوشش زیان های احتمالی ناشی از فعالیت های وام دهی و سرمایه گذاری دارد.

چرا تمرکززدایی ضروری است؟

امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) سیستم های مالی شفاف، ایمن و قابل دسترس برای همه را فراهم می کند. بیت کوین (BTC) جهان را با ارز غیرمتمرکز معرفی کرد و سیستم بانک مرکزی را به چالش کشید. فروپاشی GFC و SVB خطرات سیستم های مالی متمرکز را برجسته کرد و منجر به افزایش علاقه به تمرکززدایی بانکی شد.

مطالب مرتبط: آیا بانک ها سقوط کرده اند؟ جامعه کریپتو می گوید به همین دلیل بیت کوین ایجاد شد

با این حال، DeFi نیز از خطراتی رنج می برد که نباید از آنها غافل شد. به عنوان مثال، نوسانات بازار ارزهای دیجیتال می تواند خطرات قابل توجهی را برای کسانی که در پلتفرم های DeFi سرمایه گذاری می کنند، ایجاد کند. بنابراین، برای سرمایه گذاران مهم است که این خطرات را به دقت در نظر بگیرند و قبل از سرمایه گذاری در هر پروژه DeFi، دقت لازم را انجام دهند.


نویسنده: Guneet Kaur

اشتراک گذاری و حمایت

تصویر امیر کرمی

امیر کرمی

کارشناس تولید محتوا و علاقه مند به ارز دیجیتال و دنیای فناوری 😉

دیدگاهتان را بنویسید